![]() |
سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۵ |
ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍ اگر ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ
ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ آﻥ ﺯﻣﺎﻥ
ﻗﺪﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻴﻢ
ﺯﻧﺪگی ﻣﻨﺘﻈﺮ هیچکس
نمی ماند

:: برچسبها: جملات قصار, جملات زیبا, جملات پندآموز, سخنان ناب
![]() the writer : شیرین سخن
![]() |
html>
![]() ![]() ![]() من نه آنم
که دو صد مصرع رنگین گویم من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم "کهفی شیرازی" من دختر شیرین سخن دوره ی قاجار تو پست مدرنی و مضامین دل آزار من فلسفه ی عشقم و اشراقی محضم تو عقلگرا چون رنه و نیچه و ادگار من پنجره ای رو به غزل... خواجه ی شیراز تو سخت پر از خشتی و مانند به دیوار "زهرا اقبالی" شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان "حافظ شیرازی" ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
گزیده ی اشعار، سخنان ناب، ضرب المثل ها، زندگینامه ی بزرگان، معرفی کتاب، دلنوشته ها به همراه تصویر
ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍ اگر ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ آﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻗﺪﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻴﻢ ﺯﻧﺪگی ﻣﻨﺘﻈﺮ هیچکس نمی ماند
:: برچسبها: جملات قصار, جملات زیبا, جملات پندآموز, سخنان ناب
قلب راستش نمی دانم چیست؟ اما این را می دانم که فقط جای آدم های خیلی، خیلی خوب است
:: برچسبها: نادر ابراهیمی, عاشقانه های نادر ابراهیمی
هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن روز خوب به تو شادی می دهد روز بد به تو تجربه و بدترین روز به تو درس می دهد
فصل ها برای درختان هر سال تکرار می شود اما فصل های زندگی انسان تکرار شدنی نیست تولد، کودکی، جوانی، پیری و دیگر هیچ
:: برچسبها: جملات قصار, جملات زیبا, جملات پندآموز, سخنان ناب
در دست بانوئی به نخی گفت سوزنی کای هرزه گرد بی سر و بی پا چه می کنی
ما میرویم تا که بدوزیم پاره ای هر جا که می رسیم تو با ما چه می کنی
خندید نخ که ما همه جا با تو همرهیم بنگر به روز تجربه تنها چی می کنی
:: برچسبها: پروین اعتصامی, اشعار پروین اعتصامی, دیوان اشعار پروین اعتصامی, مثنویات پروین اعتصامی
برگ در هنگام زوال می افتد میوه در هنگام کمال بنگر که چگونه می افتی چون برگی زرد یا سیبی سرخ
:: برچسبها: کنفوسیوس, جملات قصار, جملات زیبا, جملات پندآموز
دلم یک کلبه می خواهد درون جنگل پاییز به دور از رنگ آدم ها من و آواز توکاها من و یک رود
من و یک کلبه ی پر دود من و چای وکتاب حافظ و خیام به دور از ننگ به دور از نام چه غوغایی چه بلوایی
بسان برگ که از شاخه جدا گردد درون من پر از شورش پر از فریاد درون جنگل پاییز دلم یک کلبه می خواهد
:: برچسبها: اشعار ناشناس, اشعار نو, شعر نو, گزیده اشعار
به رهی دیدم برگ خزان پژمرده ز بیداد زمان کز شاخه جدا بود چو ز گلشن روکرده نهان
در رهگذرش باد خزان چون پیک بلا بود ای برگ ستمدیده پاییزی آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی
روزی تو هم آغوش گلی بودی دلداده و مدهوش گلی بودی ای عاشق شیدا دلداده رسوا گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی باشد نه وفایی جز ستم ز دل نبرده ام آه خار غمش در دل بنشاندم در ره او من جان بفشاندم
تا شود نوگل گلشن و زیب چمن رفت آن گل من از دست با خار و خسی پیوست من ماندم و صد خار ستم
وین پیکر بی جان ای تازه گل گلشن پژمرده شوی چون من هر برگ تو افتد به رهی پژمرده و لرزان
اینجا کلیک کنید برگ خزان/ گروه پالت
:: برچسبها: بیژن ترقی, اشعار بیژن ترقی, پاییز, تصنیف و ترانه
::
:: پُست ثابت :: سیب - فرهاد شیبانی :: روزی نو آغازی نو - شمس لنگرودی :: آتش کاروان - بیژن ترقی :: آرامش سهم توست - دلنوشته :: امشب در دل نوری دارم - کریم فکور :: درد - قیصر امین پور :: میخک سپید - دنیا غلامی (رز سیاه) :: و آب بود که می رفت - نصرت رحمانی :: باید برویم از اینجا ... - دنیا غلامی (رز سیاه) :: دفتر خاطرات - دلنوشته :: تک درختی تیره بختم - نواب صفا :: زندگینامه نواب صفا :: سلسله موی دوست حلقه دام بلاست - سعدی |
|