html> شیرین سخن | اشعار حبیب خراسانی
من نه آنم
که دو صد مصرع رنگین گویم
من چو فرهاد 
یکی گویم و شیرین گویم

"کهفی شیرازی"


من دختر شیرین سخن
دوره ی قاجار
تو پست مدرنی و مضامین
دل آزار
من فلسفه ی عشقم و
اشراقی محضم
تو عقلگرا چون رنه و نیچه
و ادگار
من پنجره ای رو به غزل...
خواجه ی شیراز
تو سخت پر از خشتی و مانند
به دیوار

"زهرا اقبالی"


شاه شمشاد قدان خسرو
شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه
صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من
درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه
شیرین سخنان

"حافظ شیرازی"


گزیده ی اشعار، سخنان ناب، ضرب المثل ها، زندگینامه ی بزرگان، معرفی کتاب، دلنوشته ها به همراه تصویر

از داغ غمت هرکه دلش سوختنی نیست - میرزا حبیب خراسانی

از داغ غمت هرکه دلش سوختنی نیست

از شمع رخت محفلش افروختنی نیست

در طوف حریمش ز فنا جامه ی احرام

کردیم که این جامه به تن دوختنی نیست

 

گرد آمده از نیستی این مزرعه را برگ

ای برق مزن خرمن ما سوختنی نیست

گویند که در خانه ی دل هست چراغی

افروخته ک اندر حرم افروختنی نیست

 

یک دانه ی اشک است روان بر رخ زرین

سیم و زر ما شد که اندوختنی نیست

 

 

 

 اینجا کلیک کنید.

 خانه ی دل/  محمد اصفهانی

 

:: موضوعات مرتبط: اشعار حبیب خراسانی، آوای هنر، تصنیف و ترانه
:: برچسب‌ها: میرزا حبیب خراسانی, غزلیات میرزا حبیب خراسانی, تصنیف و ترانه
the writer : شیرین سخن
 
Latest Title
div style="display:none"> ابزار وبلاگ